رویکرد همت، تلاش برای تمرکز بر اصول پنجگانه زیر است

تربیت دینی

جریان دین در مسیر آموزش به جای قراردادن دین در کنار سایر دروس

نگاه مجزا به مقوله آموزش و تربیت باعث این تصور می شود که کلاسهای پیامهای آسمانی، قرآن، پرورشی و ... وظیفه تربیت دانش آموزان را برعهده دارد و کلاسهای ریاضی، علوم، زبان و ... بستری برای آموزش است؛ اما نگاه جامع به این دو به عنوان موجودیتی واحد می تواند نوع نگاه به آموزش درسهای مختلف را متحول کند. نگاه مجزا باعث می شود که حتی دروس دین و زندگی نیز صرفا برای امتحان و کنکور مطالعه شوند. از این منظر هر درسی که در کنکور ضریب بیشتری داشته باشد، ارزش بیشتری خواهد یافت و سایر دروس هرچند کاربردی باشند، برای دانش آموز غیر ارزشمند تلقی می شوند.

مسأله محوری

دغدغه نسبت به مسائل واقعی زندگی به جای تمرکز بر آموزشهای غیرکاربردی

در رویکرد مسأله‌محور، نقطه شروع فرآیند آموزش به چالش کشیدن نوجوان در قالب طرح یک مسأله واقعی و ملموس در زندگی است؛ نتیجۀ این چالش، احساس نیاز او به آموختن دانش و فراگیری مهارت‌هایی است که او را در حل این مسأله کمک کند. در حالی که سیستم دانش محور، مفاهیم را بدون توجه به واقعیت خارجی به دانش آموز منتقل می کند و یافتن جایگاه هر مساله در زندگی او، به آینده موکول می شود.

توانمندسازی

فن آموزی و تقویت مهارت های زندگی به جای انباشت اطلاعات و محفوظات

مدرسه محملی است که در کنار خانواده، نوجوان را برای زندگی آماده کند و فردی توانمند تحویل جامعه دهد. این آمادگی جنبه‌های گوناگونی دارد که مهارت‌های فنی و دست‌ورزی در کنار مهارت‌های زندگی، دو بخش بسیار مهم آن هستند. هزینه‌های صرف نکردن وقت برای تقویت این مهارت‌ها، به صورت ضعف‌های توانمندی و شخصیتی در فرد بروز می‌یابد.

توجه به تفاوتهای فردی

فعالیتهای گروهی و اجتماعی با کشف و پرورش استعدادهای فردی

نوجوان ترکیبی از هوش، استعداد، علائق و توانایی‌های منحصر بفردی دارد که مسیرِ درست او را تعیین و موفقیتش را تضمین می‌کند. پیچیده‌ترین بخش تربیت، کمک به نوجوان برای شناخت آمیختۀ شخصیتی اوست تا بتواند بهترین انتخاب‌ها را داشته باشد. این شناخت باید در بستر گروه و جامعه صورت گیرد و دانش آموز خود را قطعه ای از یک پازل بداند که رشد هر جزء آن نیازمند و زمینه‌ساز رشد سایرین است.

یادگیری اکتشافی

لذت کشف و بروز خلاقیت به جای عرضه مستقیم محتوا

یادگیری مفاهیم، زمانی برای نوجوان عمیق و ماندگار و جذاب است که در مسیر یادگیری، نقشی فعال داشته باشد؛ تا جایی که بتواند خود را در جایگاه کشف کننده آن قرار دهد. این مسیر فراگیری نیازمند قرار گرفتن دانش آموز در یک چالش علمی و تلاش برای حل آن است. در این رویکرد جایگاه معلم صرفا یک سخنران برای انتقال مفاهیم به دانش آموز نیست؛ بلکه همراهی آشنا به مسیر برای حل مساله توسط خود او خواهد بود.