مسأله محوری

دغدغه نسبت به مسائل واقعی زندگی به جای تمرکز بر آموزش های غیرکاربردی

در رویکرد مسأله‌محور، نقطه شروع فرآیند آموزش به چالش کشیدن نوجوان در قالب طرح یک مسأله واقعی و ملموس در زندگی است؛ نتیجۀ این چالش، احساس نیاز او به آموختن دانش و فراگیری مهارت‌هایی است که او را در حل این مسأله کمک کند. در حالی که سیستم دانش محور، مفاهیم را بدون توجه به واقعیت خارجی به دانش آموز منتقل می‌کند و یافتن جایگاه هر مساله در زندگی او، به آینده موکول می‌شود.

در روش یادگیری مساله محور فراگیران با استفاده از شیوه مباحثه، فعالانه و معمولا به صورت گروهی در فعالیت های آموزشی شرکت می کنند، از طرح مسایل و نظرات و نیز ذکر تجربیات زندگی واقعی به عنوان محرکی برای تسهیل، بهبود و تعالی فرایند یادگیری، که خود فراگیرندگان با مشارکت فعالانه مسئولیت آن را بعهده می گیرند استفاده می شود. فرایند یادگیری مسئله محور متمرکز بر حل مسئله به یک روش خاص نمی باشد و موجب رشد مهارت ها و ویژگی های مطلوب در افراد می گرددکه مشتمل بریادگیری دانش، افزایش مشارکت گروهی و ارتباط می باشد.

در این روش فراگیران بیشتر به سمت «تفکر» هدایت شده و از حفظ کردن مطالب می پرهیزند. همچنین به نظر می رسد به علت ایجاد یک فضای متنوع، میزان رضایت از نحوه تدریس بیشتر از روش تدریس سنتی می باشد.

  • فراگیران در یادگیری مسئله محور بدنبال پاسخ هستند.
  • اهداف را مرور می کنند.
  • به نقش خود پی می برند.
  • روش های خاص و مبهم را به کمک همدیگر شفاف سازی می کنند.
  • نگرانی های خود را در مورد سؤال و راه حل آن مطرح می کنند.
  • با منابع علمی و اطلاعاتی جدید آشنا می شوند
  • راهبردهای جدید را تمرین می کنند
  • با اشتیاق همکاری می کنند

جنبه های مهم فرایند یادگیری مسئله محور عبارتند از:

  • فعالسازی دانش پیشین
  • بازیابی اطلاعات
  • استدلال تجمعی
  • تضادهای شناختی که منجر به تغییرات مفهومی می شوند
  • مشارکت در یادگیری

در مبانی نظری روش یادگیری مساله محور یک رویکرد سازنده گرا برای آموزش را مدنظر قرار می دهد و در حالیکه از نقش تسهیل گرانه مدرس حمایت می کند بر یادگیری همیارانه و خود محور تأکید می نماید. یادگیری مسئله محور بر نظریه های ساختارگرایانه وجامعه شناختی_فرهنگی استوار است. دیدگاه اجتماعی_فرهنگی در گروه های کوچک یادگیری، بازنمایی تأثیر این نظریه است، که صحبت کردن موجب تغییر در تفکر می شود.

ویژگی های محیط مناسب در یادگیری مسئله محور

  • ادغام محتوا در چند رشته درسی
  • مشارکت و کار گروهی
  • بکارگیری و تلفیق آموخته های جدید برای درک بهتر ابعاد مختلف مسئله
  • بازاندیشی فردی و گروهی دربارهٔ فرایند یادگیری
  • درگیری با مسائل و مشکلات جهان واقعی
  • فرایندهای ارزیابی که پیشرفت فراگیرندگان به سمت اهداف یادگیری مسئله محور را اندازه گیری کند.

مزایا

  • افزایش مهارت یادگیری از طریق خودراهبری (directed learning-Self)
  • تقویت قدرت استدلال، تفکر منطقی و افزایش کنجکاوی فراگیرندگان یا عنایت به اینکه همه رویدادها و بالطبع مسائل موجود در جهان در حال تغییر و توسعه است و از این حیث مساله محور به عنوان یک تکنیک آموزشی پویا سبب ایجاد خلاقیت و نوعی باور در فراگیر و نیز ایجاد حس مالکیت در فراگیران بر پروژه و کارها می شود.
  • مساله محور یک استراتژی دانشجو-محور (student-centered strategy) است.
  • فراهم ساختن شرایط مناسب برای ارائه اطلاعات ارزشمند و آموخته های جدید به دیگران
  • فراگیرندگان می آموزند چگونه اطلاعات جمع آوری کنند و بواسطه طبیعت روش مساله محور جهت فهم بیشتر و بکار بستن دانسته ها تحریک می گردند.
  • فراگیرندگان می آموزند با چه روشی اطلاعات جمع آوری شده را تجزیه و تحلیل کنند.
  • فراگیرندگان می آموزند چگونه نتیجه گیری و قضاوت کنند.
  • انگیزه فراگیرندگان برای آموزش مستمر، کسب مهارت و کوشش برای یافتن راه حل مناسب در مواجه شدن با مسائل، افزایش می یابد.
  • آموزش فراگیر محور است و استاد نقش هماهنگ کننده دارد.
  • دوره های آموزشی از لحاظ زمانی، سطح علمی و موضوع انعطاف پذیرتر از روش های آموزش سنتی است.
    کتاب های Text تنها منبع اطلاعات به شمار نمی روند.
  • تقویت یادگیری مادام العمر، اهمیت و تأکید بر فهم نه بر حقایق (تمرکز بر درگیر بودن دانشجو در یافتن راه حل ها برای یافتن موقعیت های واقعی زندگی و مسایل متناسب با موضوع)
  • یادگیری عمیق و رویکرد سازنده گرایی
  • تقویت مهارت های بین فردی و کار گروهی
  • نگرش خودانگیخته
  • غنی سازی رابطه معلم-دانش آموز

محدودیت ها

  • دشواری روش و مقاومت در تغییر شیوه تدریس از سنتی به مساله محور
  • به امکانات زیادی جهت اجرای این روش نیاز است.
  • زمان بیشتری برای اجرای هر جلسه نیاز است.
  • با توجه به اینکه اغلب هر مدرس می تواند در مباحث خاصی مهارت لازم را کسب نماید و نظر به اینکه در هر جلسه تعداد محدودی دانشجو می توانند در مباحث شرکت نمایند، برای هر درس ترجیحاً به تعداد مدرس بیشتر (و تشکیل جلسات به صورت همزمان) نیاز می باشد.

ارزیابی

اهداف نهایی یادگیری مسئله محور عبارتند از:

  • ترویج درک مفهومی عمیق تر
  • ترویج دانش ادغام شده و مربوط به موقعیت های واقعی
  • ترویج مهارت های قابل انتقال و قابل استفاده در موقعیت های مختلف

در یادگیری مسئله محور، تسلط فراگیران بر دانش و مهارت هاو فرایندهای حل مسئله مورد ارزیابی قرار می گیرد. ارزیابی در موقعیت های واقعی و عملگرایانه معنادارتر است.

مسئله: به موقعیتی می گوییم که در آن، در راه دستیابی به ارزش های واقعی مانعی وجود دارد. این تعریف می تواند به انتخاب درست تر مسئله کمک کند و تفاوت میان مسئله و عنوان های برخی پروژه ها در فضاهای رایج پژوهش دانش آموزی را روشن کند. زمانی مسئله وجود دارد که پای دستیابی به ارزش های واقعی در میان باشد، نه اینکه صرفاً برای نمره گرفتن یا شرکت در نمایشگاه و جشنواره کاری انجام شود.

انواع مسئله: مسئله، یا مشکل است یا فرصت. مشکل موقعیتی است که ارزشی در آن ضایع می شود؛ مثلاً کثیف بودن سرویس های بهداشتی مدرسه که ارزش سلامتی بچه ها را ضایع می کند. فرصت هم موقعیتی است که می توان در آن به ارزش جدیدی دست یافت؛ مثلاً خوش بو و خوش منظر کردن سرویس های بهداشتی مدرسه، چرا که می تواند زمینه دستیابی به ارزش واقعی ارتباط دانش آموزان با زیبایی ها را فراهم کند.

نکاتی درباره اجرا

این الگو را می توان با دانش آموزان دوره دوم ابتدایی به بالا اجرا کنید. فراگیران و بزرگ سالان هم می توانند مخاطبان این شیوه باشند. هر چند، به دلیل اینکه عناصر خلاقیت، فطرت، یادگیرندگی و مسئولیت پذیری محل های پیوند اصلی این الگو با دانش آموزان هستند، معمولاً کیفیت اجرای الگو در سنین پایین تر بیشتر از دوره های دانشگاه و بالاتر خواهد بود. تجربه ما هم این نتیجه گیری را تأیید می کند.
معلم نقش راهبر را دارد. راهبر نه معلمی است که همه چیز را از پیش می داند و نه تسهیل گری است که هیچ چیز نمی داند. راهبر تلاش می کند با یادآوری های ظریف، به جا و کم تعداد در مواقع خاص، قوای خلاقیت، فطرت، یادگیرندگی و مسئولیت پذیری دانش آموز را تحریک کند.
این الگو را می توان به شکل های متنوع و با محدودیت های زمانی متفاوت اجرا کرد. مثلاً می توانید یک ساعت درسی در هفته را به اجرای آن اختصاص دهید. یا یک کلاس فوق برنامه با این الگو داشته باشید. یا یک کار سوق ، شاید هم یک اردو را با این روش طراحی و اجرا کنید. حتی می توانید آن را در فضای مجازی اجرا کنید!
الگوی یادگیری مسئله محور نگاهی فرارشته ای دارد، اما می تواند با محوریت یک رشته یا موضوع خاص علمی هم اجرا شود. بنابراین، هم آموزگاران ابتدایی، هم دبیران درس های تخصصی و هم عزیزانی مثل معاون پرورشی می توانند آن را در مدرسه اجرا کنند.
یکی از نکات مهم در طول اجرای این الگو، نظم و مستند سازی است. بچه ها باید خروجی تمام مراحل را روی کاغذ ثبت کنند. اینکه کدام مسئله ها انتخاب شدند و چگونه حل شدند، اهمیتی ندارد.
و نکته نهایی آنکه این متن و راهنما برای معلمان و به صورت عمومی نوشته شده است، نه برای دانش آموزان و دور ه ای خاص. لازم است با در نظر گرفتن سن و شرایط بچه ها و زمان و امکاناتی که در اختیار داریم، آن را به خوبی اجرا کنیم.

در این مطلب، به طور خلاصه به شرح روش اجرای الگوی یادگیری مسئله محور در مدرسه پرداختیم. در طراحی این الگو از مبانی تربیت اسلامی بهره گرفته ایم که در جای خود قابل شرح و بسط و بررسی هستند.

خصوصیات و نقش مربیان

هر چند برخی مدرسین تدریس سنتی اکراه دارند تا انتقال اطلاعات را که بیشتر نشاندهنده تسلط آن ها بر مبحث درسی است، کنار بگذارند و در سیستم مساله محور به عنوان مربی ایفای نقش هدایت و تعامل فراگیرندگان را تسهیل کنند، اغلب آن ها از ایفای نقش مربیگری لذت می برند. مدرس شرایطی را فراهم می کند تا فراگیران خلاقیت، خودباوری و استقلال خود را افزایش دهند. در یک محیط باز و فضای حاکی از اعتماد، تعامل فراگیران را تسهیل می کنند و عملکرد خود را ارزیابی می کنند. با انرژی بودن- علاقه مند بودن- تشویق تفکر مستقل- تقویت کار گروهی و ارائه بازخورد از خصوصیات بارز مربیان و مدرسان این متد است.