توجه به تفاوتهای فردی

فعالیتهای گروهی و اجتماعی؛ با کشف و پرورش استعدادهای فردی

نوجوان ترکیبی از هوش، استعداد، علائق و توانایی‌های منحصر بفردی است که مسیرِ درست او را تعیین و موفقیتش را تضمین می‌کند. پیچیده‌ترین بخش تربیت، کمک به نوجوان برای شناخت آمیختۀ شخصیتی اوست تا بتواند بهترین انتخاب‌ها را داشته باشد. این شناخت باید در بستر گروه و جامعه صورت گیرد و دانش آموز خود را قطعه ای از یک پازل بداند که رشد هر جزء آن نیازمند و زمینه‌ساز رشد سایرین است.

اگر بخواهیم تمام دانش آموزان یک کلاس را با یک روش و به یک اندازه معیّن آموزش دهیم و انتظار داشته باشیم که تمام آنان مطالب را یکسان یاد بگیرند، درست مثل این است که به پای دانش آموزان کفش هایی با اندازه یکسان بپوشانیم و انتظار داشته باشیم که همه آنها در این کفش ها به یک میزان احساس راحتی کنند.
تقسیم شاگردان فقط بر حسب سن آنان، دلیلی بر همگن یا یکسان بودن توانایی ها و نیازهای خاص آنان نیست. دانش آموزان همانطور که از نظر ظاهر تفاوت دارند، از نظر خصوصیات اخلاقی، هوشی و روانی نیز با هم متفاوت هستند و همان گونه که همه اختلاف قیافه های انسانها را بدیهی می‌دانند، تفاوت توانایی‌ها و نیازهای دانش آموزان نیز باید طبیعی تلقی شود. معلم آگاه معلمی است که با توانایی ها و نارسایی های گوناگون شاگردانش آشنا باشد و درس هایش را طوری تنظیم کند که آنها بطور گروهی یا انفرادی متناسب با توانایی ها و قابلیت های خود پیشرفت کنند.
علاوه بر این توانایی هر فرد نیز در مهارت های گوناگون به یک میزان نیست. برای مثال فردی ممکن است در مهارت های دستی یا مکانیکی بسیار ورزیده و ماهر باشد ولی همین فرد در تفکر انتزاعی یا مجرد، ضعیف باشد . برعکس فردی ممکن است از لحاظ تفکر و اندیشه فوق العاده قوی باشد ولی از نظر مهارتهای دستی یا وجود آوردن چیزی با دست هایش ضعیف باشد.
آنچه مهم است، شناخت نقاط ضعف و قوت هر فراگیر در ابتدا از سوی خود او و سپس از سوی خانواده، مربیان، دوستان و اطرافیان و … می‌باشد.
در گام بعدی باید این نقاط ضعف و قوت به دو دسته الزامی و اختیاری تقسیم بندی شود و در دسته الزامی تلاش برای تامین حداقل و کف مورد نیاز در مهارت های مختلف از طریق آموزش، تمرین و تکرار صورت پذیرد. از سوی دیگر تکیه بر نقاط قوت هر فرد می‌تواند پیشبرانه‌ای برای حرکت و سیر وی در مسیر رشد تلقی شود. به عنوان مثال فردی از نظر مهارت ارتباط با دیگران ضعیف است، این فرد لازم است حداقلهای لازم برای زندگی در جامعه را بیاموزد ولی لازم نیست از وی انتظار داشت در گردهمایی ‌های مختلف به عنوان مرکز توجه افراد تبدیل شود. خداوند نیز در سوره حجرات به نوعی به این موضوع اشاره می کند و می‌فرماید:

یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثی‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ
مردم! ما شما را از یک زن و مرد آفریدیم، اما به ملت‌ها و نژادهای مختلفی تقسیمتان کردیم تا همدیگر را بشناسید. این ها که ملاک برتری نیست، بلکه با ارزش ترین شما از نظر خدا با تقواترین شماست

اینجاست که لزوم کار گروهی خود به عنوان حلقه مفقوده در سیستم آموزشی فردگرای ما خود را نشان می‌دهد و بعد از به رسمیت شناختن تفاوت‌های فردی، لزومی ندارد یک نفر بتواند همه مسوولیتهای مورد نیاز برای انجام یک کار واقعی را در سطح ایده آل به پایان برساند؛ بلکه باید شناختی حداقلی از موقعیت و نیازهای همگروهی های خود داشته باشد.

در اسناد تحول بنیادین آموزش و پرورش، برنامه ملی شناسایی و هدایت استعدادهای برتر (شهاب) در جهت این امر در نظر گرفته شده است که باید به شیوه تلفیقی مورد توجه قرار بگیرد. در مدرسه همت تلاش شده است علاوه بر توجه ویژه به کار گروهی در فعالیت‌های کلاسی و غیر کلاسی؛ مجموعه برنامه هایی که برای کمک به شکوفایی بهتر استعدادهای و توانمندی‌های مختلف فراگیران لازم است فراهم شود:

  • بخشی از این استعدادهای ویژه، بیشتر در زمینه های مدیریتی و اثربخشی اجتماعی است که در ساختار مدرسه ضمن فعالیت های مدام مداوم زمینه رشد و میدان فعالیت یافته اند.
  • بخش دیگری از استعدادها در زمینه های زنگ‌های مهارت بروز پیدا می کنند که راه پرورش بهتر آن ها با ارائه کلاس های سطح پیشرفته مهارتی، برگزاری مسابقات، تسهیلگری در پیاده سازی پایلوت و واقعی و شرکت در رویدادهای ملی و منطقه ای هموارتر می‌شود.
  • استعداد تحصیلی دانش آموزان یکی دیگر از نقطه‌های تمرکز برنامه‌های همت است که در قالب باشگاه نابغه ارائه می‌شود. در این بخش تلاش می شود فضای برای فعالیت و یادگیری بالاتر از سطح متوسط کلاس برای این دانش آموزان فراهم گردد.